یادداشتی بر کتاب«ناگهان, خورشید», کتایون, منفرد,
بحران های روحی زنان جامعه امروز ایران

رمان«ناگهان خورشید», کتایون, منفرد,، درباره بحران های روحی زنان جامعه امروز ایران است. از دو طبقه اجتماعی تحصیلکرده و بازمانده از تحصیل. دو شخصیت زن؛ صبا شکوهی، روانشناس و آذر، قربانی آسیب های اجتماعی از دردها و رنج های خود می گویند و این که در زیر نقاب خوشبختی، دردهای ناگفته ای دارند که از درون آنها را پوسیده می کند. این دو شخصیت داستانی به شکل موازی از کلاف پیچیده ای در زندگی خود روایت می کنند که آنها را تا سرحد فروپاشی پیش برده است. آنها به نوعی دو روی یک سکه هستند و حرف مشترک شان دردهای پنهان در زندگی زنانه آنهاست. آذر، گذشته دردناک و کابوس وار دارد و صبا در گرداب اکنون غرق است و هر دو آینده را مبهم می بینند. آنها اراده چندانی برای تغییر وضعیت پیش آمده ندارند. هر چند صبا، علم مواجه با مشکلات را دارد و مشاور آذر در عبور از بحران های زندگی است اما خودش در بحران به مراتب پیچیده ای گرفتار آمده است. رمان پایان خوشی دارد تا مرهمی بر زخم های زندگی این دو زن باشد، هر چند در دنیای داستان که شیرین و به یادماندنی است.
برچسب:
نویسنده: آرین مهدوی